تبليغاتX
ما برای فردا

ما برای فردا

جستجو، پرسش، انرژی، حرکت، جنبش و هیاهو.... همه برای آنست که در راه، همسفر هم شویم!

پاسخ 9

فرصت برای عاقبت بخیری!!! عاقبت به خیری زمانی مشخص می شود که عقوبت به پایان رسیده باشد؛ از سویی پر واضح است که وقتی عقوبت آغاز شود، همه در انتظار به سر می برند تا نوبت شان شود و به حساب و کتابشان پرداخته شود؛ این زمان کسی نمی تواند برای کسی کاری کند و این همان لحظه ای است که قیامت شده است؛

پس تا قبل از آغاز قیامت فرصت برای عاقبت به خیری داریم؛ تاز نده هستیم خود، این فرصت را داریم که بکاریم برای آن روز؛ اگر درست کردار نماییم و اندیشه های حق را بذرافشانی کنیم و دیگران آنها را توسعه دهند و خیری در آن باشد، فرزندانی تربیت کنیم که موجب خیرات شوند و ... هر کاری که در اصطلاح باقیات الصالحات شوند، پس از مرگمان و در عالم برزخ برایمان، خیرها می فرستند تا آنکه حساب و کتاب این دنیا تمام شود و قیامت شود.

پس چنان زندگی کنیم که هم حیاتمان و هم مماتمان و حضور در برزخ، ما را توشه هایی از خیر و برکت بفرستند تا در پایان عقوبت، عاقبت بخیر شویم.

فرصت چه بسیار اندک و چه اندک و بسیار است!

+ نوشته شده در  جمعه 30 اردیبهشت1390ساعت 18:4  توسط   | 

پاسخ 8

متأسفم که جاهلم!!! در حالی که باید عارف می بودم!!!

 

پاسخ این پرسش بسیار شخصی است؛ و حقیقت آن است که شاید اکثر غریب به اتفاق نمی دانیم، یا اینکه آنچه فکر می کنیم نخواهد شد؛ اما نکته در این است که باید به آنچه که باشیم عمل کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اردیبهشت1390ساعت 23:17  توسط   | 

پاسخ 7

تحمل: بنظر می رسد که بر اساس حمل کردن استوار است؛ نتیجه اش چه می شود؟

وقتی باری را با خود حمل می کنیم، به مرور زمان خستگی بر ما غالب می شود و در نتیجه آرام آرام از ادامه مسیر و حمل بار ناامید و خسته می شویم؛

صبر: این واژه بیشتر مفهوم درنگ کردن و تأمل کردن را همراه دارد، نه تحمل کردن!

پس در صبر کردن، ما از مسیر عبور خواهیم کرد، اما کمی قبل از حرکت لحظه ای می ایستیم و اندیشه می کنیم که نتیجه آن یک راه کار خواهد بود تا مسیر بدرستی و با کمترین ریسک و اشتباهی طی شود.

به طور معمول از هر دو واژه زمانی استفاده می شود که سختی یا مشقتی بر انسان وارد شده باشد؛ در نتیجه ما یا آن سختی را به دوش گرفته و با خود می کشیم تا از پای درآییم! یا اینکه کمی درنگ و تأمل می کنیم و راه بهتر طی طریق و رفتن مسیر را در می یابیم و ریسک ها و آسیب های احتمالی را کاهش می دهیم.


بنظرم به همین خاطر خاصیت درنگ و تأمل است که خداوند در قرآن انسانهایی که به صبر توصیه می کنند را از جمله کسانی می دانند که در زمان دچار خسران و خسارت نمی شوند و رستگارند. به طور قطع کسانی که این توصیه را به دیگران می کنند، خود مجریان آن هم باید باشند.

و جالب اینجاست که ابتدا به حق توصیه نمایند و بعد به صبر! شاید دلیلش این است که کسانی که برای حق توصیه می شوند باید کمی صبور باشند و برای حق صبر نمایند. در نتیجه در توقف و خوب تفکر کردن، حق نیز پیدا می شود و در حالی که ما در تحمل ها، حق را خواسته یا ناخواسته زیر پا می گذاریم و زمانی که در زیر فشار باری که با خود حمل می کرده ایم، از پای درآمدیم، احساس زیان در وقت و هدف و ... می کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اردیبهشت1390ساعت 23:15  توسط   | 

پاسخ 6

* انسان برای هیچ چیز آفریده نشده است، بلکه همه چیز برای انسان آفریده شده است. سختی برای انسان است تا از پس تکاپو و چاره جویی خلاقیت و صبوری (که ازصفات الهی نیز هستند) را به عرصه ظهور بکشاند و تربیت در پیش گرفته و رشد نماید.

انسان پس از آنکه آفریده شده است، موجودی است پویا و به ذات متعالی که باید رشد نماید. لکن کمی بی صبری و کم خردی وی را در ورطه خطرناک تاریکی و گمراهی قرار می دهد. شاید از همین باب است که حضرت حق تعالی می گوید

- قَد تَبَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیّ

 (سعود از نزول روشن شده است؛ رشد از دون مایگی، ...ـ)

در جای دیگر فرموده است:

- اِنَّ الاِنسانَ لَفـی خُسر * اِلَّا الَّذینَ آمَنـوِ وَ عَمِلوُ الصّالِحاتِ وَ تَواصِوَا بِالحَق و تَواصِوُا بِالصَّبرِ

(توصیه به صبر و حق باعث جلوگیری از خسران و ضرر برای انسان در هر زمانی است)


حكما گفته اند: عاقل بايد به اول بليّت و شدتي كه به او رسد اندوهگين نشود و به اول دولتي كه به او روي نمايد شادي و نشاط ننمايد. زيرا كه نتوان دانست كه دولتي در زير محنت پوشيده نباشد، يا مضرتي در ضمن مسرت مندرج نبود.

(كشكول شيخ بهايي)
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1390ساعت 23:42  توسط   | 

پاسخ 5

* آنگونه خواهد بود که در دنیا مقدرات را ترقیم کرده است. در برزخ همچون دنیا در انتظار به سر می برد و منتظر مقدراتی است که پس از وی، بازماندگانش در دنیا ترقیم می زنند و آثارش را وی در برزخ در می یابد.

و در قیامت شاهد و پاسخ گو در قبال حاصل تمام عمر زیستن خویش خواهد بود؛ آنچه در دوران دنیا و برزخ به وی رسیده است.

از زمانی که وی در الست با خداوند خویش عهد بست تا زمانی که در محضرش دگر بار حاضر می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1390ساعت 23:33  توسط   |